



به بهانه پانزدهمین سالگرد پرواز بی بازگشت مادرم
مبارك و خجسته باد چهره ات
مبارک باد نامت
ای عشق من
گرامی باد خنده هایت
که روح مرا به پرواز در می آوری
ای عشق من
در تمام شبها
و در همه زمان
تو همیشه مراقب من بودی
اما حالا خیلی دیر است
مرا ببخش
حالا من تنها هستم مملو از شرمندگی و خجالت بسیار
در تمام این سالها من باعث این درد و ناراحتی شدم
اگر تنها یکبار دیگر بشه من روی شانه های تو بخوابم
مادر من بدون تو از بین می روم
تو مانند خورشیدی هستی که به زندگانی من روشنایی می دهی
حالا چه کسی است که اشکهای من را پاک کند
ای کاش می فهمیدم چیزی که باید امروز بفهمم
مادر من بدون تو از بین می روم 
![]()
life is a road and
you are its passengers
be careful about the value of your time
maybe you wont be in the road tomorrow
ONCE upon a time a peacock and a tortoise became great
friends. The peacock lived on a tree by the banks of the
..... stream in which the tortoise had his home. Everyday
ادامه مطلب
INTERVIEW WITH GOD
گفتگو با خدا
I dreamed I had an interview with God
God asked
So you would like to interview me
I said ,If you have the time
God smiled
My time is eternity
.
ادامه مطلب