A friend in need is a friend indeed
دوست خوب کسی است که در گرفتاری ها به یاری ات بیاید. امام علی(ع) می فرماید:
في الشِّدَّةِ يُختَبَرُ الصَّديقُ ؛
در سختي هاست كه دوست، آزموده مى شود .
دوست باشد كسي كه در سختي باري از دوش دوست بر دارد
نه كه ســـر بـــــار زحمت خــود نيز بــــر ســــر بـــار دوست بگـــــذارد
دوست آن دانم كه گيرد دست دوست در پريشان حـــــالي و درمــــــاندگي
It is easier to rise the devil than to lay him .
- رکن شیطانی در انسانها بمراتب آسانتر از رکن یزدانی و روحانی است ، بنابرین وسوسه به کار های شیطانی بمراتب آسانتر از رکن روحانی یا اهورامزدایی است .
- گرین معتقد است :
هستی یکپارچه انسان به دو عنصر اجتماعی مسلط است . جامعه شناسان این دو گانگی را تراژدی امرئزی می خوانند .
- امیری فیروزکوهی تمثیل زیبایی دارد :
ذوقی که در گناه بود در ثواب نیست
دل می کشد بسوی صنم از حرم مرا
كس بي كسان خداست ( خدا يارو ياور درماندگان است)
- نظامي مي فرمايد :
فرياد ز بي كسي نه رأيست
آخر كس بي كسان خداي است
باباطاهر نيز چنين آورده است:
خداوندا به فرياد دلم رس
كس بي كس تويي من مانده بي كس
همه گويند طاهر كس نداره
خدا ياره من، چه حاجت كس
The Blood of soldier makes the glory the general
- معنی این مثل این است که حاصل رنج و زحمت و فداکاری زیردستان غالبا منجر به کسب قدرت و افتخارات فرماندهان آنها می شود .
- خون سرباز ریخته می شود افتخارش نسیب ژنرال می شود .
- خواجوی کرمانی می گوید :
رنج ما بردیم ، گنج ارباب دولت برده اند
خار ما خوردیم و ایشان گل بدست آورده اند
تمثیل :
چور گل بلبل کشید و بوی گل را باد برد
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
كوتاهترين پاسخ ها عمل كردن است
مرد آن است كه لب ببند و بازو بگشايد
استاد سخن سعدي مي فرمايد :
دو صد گنج شايد به گفتار داد
كه نتوان يكي زان به كردار داد
ابوالقاسم حالت در قالب طنز چنين ميگويد :
با حرف درد جامعه درمان نمي شود
حرف از براي فاطمه تنبان نمي شود
سنايي مي گويد :
گفت كم كن ، كه من چه خواهم كرد ؟
گوي كردم ، مگو كه خواهم كرد
تمثيلي از صائب :
عمرها كار تو با گفتار بي كردار بود
بعد از اين كردار بي گفتار مي بايد شدن
در جايي ديگر آمده است :
سعديا گرچه سخن دلكش و شيرين گويي
به عمل كار برآيد به سخنداني نيست
Call no man happy till he dies
Call no man happy till he is dead
آدمي تا زنده است روي خوش نمي بيند
تمثيل :
من از هستي ده روزه به تنگ آمده ام
واي بر خزر كه عمر ابدي يافته است !
تمثيل :
افسانه حيات حرفي جز اين نبود
يا مرگ آرزو يا آرزوي مرگ !
.Few words are best
با اینکه سخن به لطف آبست
کم گفتن هر سخن صواب است
کم گوی و گزیده گوی چون دُر
کز اندک تو جهان شود پر
A good name is sooner lost than won
- کسب شهرت و افتخار به مراتب سختر از ، از دست دادن آن است .
- نام خوب و شهرت و افتخار چون کوه است که بالا رفتن از آن بسیار مشکل ولی فرود آمدن از آن بس آسان است
- سعدی می فرماید :
بسا نام نیکوی پنجاه سال
که یک کار زشتش کند پایمال
A good name is better than riches
نام نیکو گر بماند ز آدمی
به کز او ماند سرای زرنگار
When you are in Rome , do as Romans do
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
All men think all men are mortal but themselves
مرگ حق است . اما فقط برای همسایه
Better face a danger once than be always in danger
مرگ یه بار شیون هم یه بار
No use so crying over split milk
آب رفته به جوی بر نمیگردد
روغنی که ریخت نمیتوان آن را جمع کرد
Nothing is so grand as forgiveness
در عفو لذتی است که در انتقام نیست
A burnt child dreads the fire
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه
Between tow stools one falls to the ground
با یک دست نیمتوان دو هندوانه برداشت
Human blood is all of a colour
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
كه براي كمك به كسي قدم از قدم بر نمي داره
نوشته شده در جمعه 12 اسفند 1390ساعت 09:50 نویسنده englishclass